حمد الله مستوفى قزوينى

164

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

ز تخم برادر سه مرد دلير * برفتند با او به كردارِ شير ز تخم ابو طالب آمد عقيل * ز حارث بشد نوفل بىبديل « 1 » خليفه ز عُتبه ، نيا بو لهب « 2 » * برفتند هر سه به دشتِ شغب اميّه هميدون نمىشُد به راه * به يارى ابا آن جفاجو سپاه 3440 لعينِ ابد ، عُقْبَهء « 3 » زشتخو * كه بر سيّدِ پاك كرد او تفو به دو گفت : « چون من به فرمان تو * تفو كردم از بهرِ پيمانِ تو تو از بهرِ گفتارِ من « 4 » اين زمان * به مردى ببند اندر اين كين ميان » اميّه به دو گفت ك « ز سالخورد * نيايد نكوكارِ جنگ و نبرد ز پيرى به تن درندارم توان * چگونه به پيكار گردم روان ؟ » 3445 لعين گفت : « عبّاس از تو مِه است * روان شد چو از عهدِ ما آگه است چو عمّ محمّد درآيد به جنگ * تو زو بازمانى ، بود بر تو ننگ » نپذرفت گفتار عُقْبَه « 5 » در اين * از او گشت عُقْبَه به دل خشمگين بياورد چرخِ زنان پيش او * به دو گفت : « از اين جو كنون رنگ و بو چو مردى ندارى كه آيى به جنگ * بسان زنان جو كنون بوى و رنگ » 3450 اميّه از اين گشت پرجوش و تاب * برون شد به سوى سپه در « 6 » شتاب بشد با پسر سوى آن كارزار * ز گفتارِ مرد لعين داشت عار در اين وقت رنجور بُد بو لهب * نشايست شد رزمجو با عرب

--> ( 1 ) ( ب 3437 ) . نوفل بن حارث بن عبد المطّلب . ( 2 ) ( ب 3438 ) . در هيچ يك از منابع ، از قبيل طبرى و ابن هشام و ابن خلدون و حتّى حمد اللّه مستوفى در تاريخ گزيده ذكرى از « خليفة بن عتبة بن ابو لهب » ذكرى ندارند ، مگر آن‌كه در ضبط « خليفه » تصحيف يا تحريف و تخليطى رخ نموده باشد . ( 3 ) ( ب 3440 ) . در اصل : عتبه . عقبة بن أبى معيط . ( 4 ) ( ب 3441 ) . در اصل : حو من . ( 5 ) ( ب 3447 ) . در اصل : كفتار عتبه . در سيرت رسول اللّه اين واقعه چنين بيان شده است : « و عقبة بن أبى معيط خبر شد و برفت و به استهزاء مجمره‌اى برگرفت و پرآتش كرد و بخوراتى چند در آن ريخت و ببرد و پيش اميّة بن خلف بنهاد و گفت : برخيز و دامن بر سر اين فروكن كه تو از جمله زنانى و زنان بخورات دوست دارند ، أميّه از سخن وى به خشم شد و سخنى چند بگفت و دشنامى چند به وى داد و اسب و سلاح بخواست و هم از در مسجد حرم برنشست و برفت و باز لشكر پيوست » ( ص 542 ) . ( 6 ) ( ب 3450 ) . در اصل : بسوى شبه در .